الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

557

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

فهمشان از عجم ( زبان غير عربى ) و به - بهيمة ( جاندار بى تميز ) عَجْمَاء گفته شده و أَعْجَمِيّ منسوب به آن است . و در آيه : ( وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ - 198 / شعراء ) بنا بر حذف دو حرف ( ى ) در آن كلمه . و آيات : ( وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ - 44 / فصّلت ) « 1 » ( ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ - 44 / فصّلت ) . ( يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ - 103 / نحل ) « 2 » . بهيمة - يا جاندار بىتميز و غير عاقل از اين جهت - عَجْمَاء - ناميده شده كه با لفظ و عبارت و نطق مثل ناطق و گوينده از خودش خير نمىدهد و بيان نمىكند . نماز ظهر را هم - عَجْمَاء - گفته‌اند يعنى قرائت در آن آشكار و جهر نيست . جرح العَجْمَاء : زخم و جراحتى كه در آن قصاص نباشد . أَعْجَمْتُ الكلامَ : سخن را گنگ و نامفهوم ادا كردم ، نقطهء مقابل آن أعربت - است يعنى سخن را روشن اداء كردم . أَعْجَمْتُ الكتابةَ : نامفهوم بودن نوشته را با نقطه گذارى بر طرف كردم مثل - أشكيته : گله و شكوا را بر طرف كردم . حروف المُعْجَم : از خليل روايت شده است كه ( حروف معجم ) حروف مقطّعة است زيرا گنگ است . بعضى از دانشمندان گفته‌اند كه معنى - أعجميّة - اين است كه حروف مجرّد و غير متّصل مانند حروفى كه متّصل مىشوند دلالت بر آن ندارد . باب مُعْجَم : در بسته . عَجَم : هسته‌هاى خرما يا انگور ، مفردش - عَجَمَة - است يا از اين نظر كه در مغز ، خرما يا انگور قرار دارند و يا از اين جهت كه در موقع مكيدن خرما پيدا نيست يا از

--> ( 1 ) اگر قرآن را نامفهوم و گنگ قرار مىداديم مىگفتند چرا آياتش به تفصيل بيان نشده . ( 2 ) يعنى زبان كسى را كه با آن اشاره مىكنند و مىگويند قرآن را آن بشر تعليمت مىدهد زبانش غير عربى است و زبان قرآن عربى فصيح و روشن است ( اشاره به سلمان فارسى است ) .